الملا فتح الله الكاشاني

11

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

مينمايند به آنها از معبودية آنها حقيقت معنى آنست كه حق تعالى ميفرمايد كه آنچه من شما را به آن اخبار كردم از احوال اوثان و بطلان عبدة ايشان حق است و صدق بجهة آنكه من خبيرم به آنچه اخبار به آن نمودم پس بيان غناى مطلق خود مىكند و فقر بندگان خود كه مستلزم حقيقت معبوديت است و بطلان معبوديت غير او و ميفرمايد كه . يا أَيُّهَا النَّاسُ اى مردمان أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ شما همه محتاجانيد بخداى تعالى در خلق و رزق و رضا و جنت وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ و خداست كه او بينياز است و بغناى مطلق خود منعم بر جميع موجودات الْحَمِيدُ ستوده شده بر نعمت عام و فضل شامل كه تابع غناى مطلق است و شبههء نيست كه ماهيات ممكنه در وجود خود محتاجند بفاعل و انتم الفقراء اشارتست به آن و حق تعالى بحسب كمال ذاتى از وجود عالم و عالميان مستغنى است و اللّه الغنى عبارتست از آن و چون ظهور كمال غنا موقوفست بر وجود اعيان ممكنات پس در ايجاد آنكه نعمتى است كبرى مستحق حمد است و ثناى كلى و كلمهء حمد ايماست بدان بعد از آن در اظهار غضب بر اهل كفر و شرك ميفرمايد كه . إِنْ يَشَأْ اگر خواهد خداى يُذْهِبْكُمْ ببرد شما را از روى زمين يعنى شما را هلاك كند وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ و بياورد آفريدنى نو يعنى قومى ديگر را كه از شما فرمان بردارتر باشند يا پيدا كند گروه ديگر را كه كسى نديده و نشنيده باشد . وَ ما ذلِكَ وئيست بردن شما و آوردن ديگران عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ بر خداى دشوار يعنى متعذر يا متعسر بلكه بر او در نهايت سهولتست و كمال آسانى و بعد از بيان غناى مطلق و قدرة كامله خود ذكر عدل خود مىكند كه . وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ و بر ندارد هيچ نفس گناه كنندهء وِزْرَ أُخْرى بار گناه ديگر را بلكه هر كس را حامل گناه خود كند نه گناه غير وَ إِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ و اگر بخواند نفس گران بار از گناه ديگرى را إِلى حِمْلِها ببرداشتن بعضى از گناهان وى بقوله لا يُحْمَلْ برداشته نشود مِنْهُ از گناه او شَيْءٌ چيزى يعنى مدعو هيچ چيزيرا از گناه داعى بر دارد وَ لَوْ كانَ و اگرچه باشد آن مدعو ذا قُرْبى خداوند خويشى نزديك چون مادر و پدر و خواهر و برادر يعنى هر چند گناه كار خويشان و كسان نزديكتر خود را خواند كه چيزى از خطيئات او بردارند هيچكس اجابت نكند زيرا كه همه به خود درمانده باشند از فضيل عياض روايتست كه فرداى قيامت مادرى و فرزندى را در عرصات آرند كه هر دو گران باشند ببار گناه خود مادر فرزند را گويد كه حق ولادت و تربيت و رضاع من بجاى آور و يك گناه از من بردار گويد دور شو از من كه من به خود درمانده‌ام و از ابن عباس مرويست